جهان صنعت نیوز – از نگاه پل کروگمن، اقتصاددان آمریکایی، روند تضعیف قدرت آمریکا پیش از آغاز جنگ ایران شروع شده بود، اما این جنگ سرعت آن را به شکل محسوسی افزایش داد. او معتقد است با آشکار شدن ابعاد ناکامی آمریکا در جنگ، چین بیش از هر قدرت دیگری از این وضعیت سود برده و توازن جهانی به نفع پکن تغییر کرده است.
چین مستقیماً وارد جنگ نشده و حمایت آن از ایران نیز تا مدتها محتاطانه بوده است، اما همین فاصله از میدان درگیری به پکن اجازه داده بدون تحمل هزینههای جنگ، از فرسایش جایگاه آمریکا بهره ببرد. کروگمن حتی به گزارشهایی اشاره میکند که از احتمال ارسال تسلیحات پیشرفتهتر چین به ایران حکایت دارد و این تحول را نشانهای از افزایش جسارت پکن در استفاده از موقعیت جدید میداند.
پایه این قدرت البته فقط سیاسی نیست. چین از سال ۲۰۱۰ از نظر اندازه بخش تولید صنعتی از آمریکا عبور کرده و فاصله آن با ایالات متحده در سالهای بعد بیشتر شده است. همین جایگاه بهعنوان کارخانه جهان به پکن قدرت ژئوپلیتیکی بزرگی داده است؛ قدرتی که اکنون در شرایط ضعف آمریکا بیشتر به چشم میآید.
چهار مزیت آمریکا که در حال فرسایش است
کروگمن یادآور میشود که تا چند سال پیش، با وجود وزن اقتصادی چین، آمریکا همچنان چند مزیت مهم در اختیار داشت. برتری علمی و فناوری، تصور برتری قاطع نظامی، نقش مسلط دلار در نظام مالی جهانی و مهمتر از همه شبکه گسترده متحدان، چهار ستون اصلی قدرت آمریکا بودند. از نگاه او، دولت ترامپ در مدت کوتاهی هر چهار مزیت را تضعیف کرده است.
حمله دولت آمریکا به نهادهای علمی، کاهش بودجه پژوهش، اختلال در اعطای کمکهای علمی و محدودیتهای مهاجرتی، به خروج بخشی از دانشمندان به کانادا، اروپا و چین منجر شده است. در نتیجه، یکی از مهمترین منابع قدرت بلندمدت آمریکا یعنی برتری علمی نیز در معرض فرسایش قرار گرفته است.
در حوزه نظامی، جنگ ایران ضعفهایی را آشکار کرده که پیش از این بیشتر در حد نگرانی بود. یکی از این پرسشها، توانایی آمریکا در سازگار شدن با جنگهای جدید مبتنی بر پهپادهای ارزان و فراگیر بود. تجربه جنگ نشان داده است که تصویر پیشین از برتری مطلق نظامی آمریکا آسیب دیده است. کروگمن همچنین به نقش زنجیره تأمین چین در ساختار جنگ پهپادی مدرن اشاره میکند؛ یعنی حتی در یکی از مهمترین حوزههای نظامی جدید نیز آمریکا با وابستگی به ساختار تولیدی تحت نفوذ چین روبهرو است.
یکی از مهمترین بخشهای استدلال کروگمن به جایگاه دلار مربوط میشود. او تأکید میکند که نقش دلار بهعنوان ارز اصلی تجارت جهانی هنوز در معرض فروپاشی نیست، اما توان آمریکا برای استفاده سیاسی و تحریمی از این جایگاه کاهش یافته است. جنگ ایران، از نگاه او، این محدودیت را آشکار کرد. ایران با وجود تحریمهای مالی آمریکا توانست فروش نفت و واردات کالاهای ضروری را ادامه دهد؛ بخشی از این تجارت با دریافت یوان و استفاده از آن برای خرید کالاهای چینی انجام شد. حتی پرداختهای مربوط به عبور امن کشتیها از تنگه هرمز نیز به یوان یا ارزهای دیجیتال انجام شده است. به این ترتیب، استفاده از یوان برای برخی بازیگران امکان فعالیت خارج از شبکه مالی تحت کنترل آمریکا را فراهم کرده است. این موضوع اهمیت زیادی دارد، زیرا یکی از ابزارهای اصلی قدرت واشنگتن در دهههای گذشته، توانایی حذف کشورها و شرکتها از نظام پرداخت جهانی بود. هرچه چین بتواند مسیرهای مالی جایگزین فراهم کند، قدرت این ابزار نیز محدودتر میشود.
کروگمن شبکه متحدان آمریکا را مهمترین منبع قدرت این کشور پس از جنگ جهانی دوم میداند. به گفته او، اگر ظرفیت صنعتی آمریکا با اتحادیه اروپا و دیگر متحدان مانند بریتانیا، ژاپن و کانادا جمع شود، همچنان میتواند در برابر چین برتری قابل توجهی ایجاد کند. اما دولت ترامپ پیش از جنگ ایران نیز این شبکه را تضعیف کرده بود. اعمال تعرفههایی که برخلاف توافقهای بینالمللی قبلی آمریکا بود، از نظر کروگمن این پیام را به دیگر کشورها داد که تعهدات واشنگتن قابل اعتماد نیست. طرح موضوعاتی مانند الحاق کانادا به آمریکا یا مطالبه گرینلند از دانمارک نیز این بیاعتمادی را تشدید کرد. جنگ ایران این روند را تکمیل کرد. آمریکا بدون مشورت مؤثر با دیگر کشورها وارد جنگی شد که بخشی از عرضه نفت جهان را مختل کرد. در ادامه نیز نتوانست ایران را وادار به پذیرش خواستههای خود کند، تنگه هرمز را باز نگه دارد یا از متحدان منطقهای خود بهطور کامل محافظت کند.
از نگاه کروگمن، پیام نهایی این وضعیت بسیار سنگین است. جهان نه مانند گذشته به آمریکا اعتماد دارد و نه مانند گذشته از قدرت آن هراس دارد.
چین چگونه بدون جنگیدن برنده شد؟
نتیجه این تحولات، از نگاه کروگمن، تغییر برداشت جهانی از آمریکا و چین است. نظرسنجیهای بینالمللی نشان میدهد حتی در برخی از قدیمیترین متحدان آمریکا، نگاه مثبت به چین از نگاه مثبت به ایالات متحده بیشتر شده است. کروگمن این تحول را به معنای مطلوب بودن صعود چین نمیداند. او چین را نظامی اقتدارگرا، فاسد و فاقد احترام کافی به حقوق بشر و ارزشهای دموکراتیک توصیف میکند. با این حال، استدلال اصلی او این است که برداشت جهانی از جدیت و قابلیت اتکا به سود چین تغییر کرده است.
چین برای کسب این موقعیت مجبور نبود مستقیماً با آمریکا وارد جنگ شود. کافی بود در حالی که واشنگتن سرمایه نظامی، اعتبار سیاسی، قدرت مالی و اعتماد متحدانش را مصرف میکند، پکن از قدرت صنعتی و شبکه اقتصادی خود استفاده کند و جای خالی ایجادشده را پر کند.
از این منظر، عنوان «چگونه چین جنگ ایران را برد» به این معنا نیست که چین در میدان جنگ پیروز شده است، بلکه به این معناست که جنگ، نقاط قوت سنتی آمریکا را فرسوده و فرصت بزرگی برای افزایش نفوذ چین فراهم کرده است.
پل کروگمن، اقتصاددان آمریکایی معتقد است جنگ ایران نهتنها به تضعیف قدرت آمریکا انجامیده، بلکه موازنه ژئوپلیتیکی را به سود چین تغییر داده است. از نگاه او، چین بدون حضور مستقیم در جنگ توانسته از فرسایش اعتبار نظامی، مالی و سیاسی آمریکا بهره ببرد. مهمترین نشانه این تغییر، کاهش کارایی قدرت دلار، آسیب به اعتبار ارتش آمریکا، تضعیف شبکه متحدان واشنگتن و افزایش نقش چین بهعنوان قدرتی صنعتی و مالی است که میتواند بخشی از محدودیتهای آمریکا علیه کشورهایی مانند ایران را خنثی کند.
جهان صنعت نیوز – از نگاه پل کروگمن، اقتصاددان آمریکایی، روند تضعیف قدرت آمریکا پیش از آغاز جنگ ایران شروع شده بود، اما این جنگ سرعت آن را به شکل محسوسی افزایش داد. او معتقد است با آشکار شدن ابعاد ناکامی آمریکا در جنگ، چین بیش از هر قدرت دیگری از این وضعیت سود برده و توازن جهانی به نفع پکن تغییر کرده است.
چین مستقیماً وارد جنگ نشده و حمایت آن از ایران نیز تا مدتها محتاطانه بوده است، اما همین فاصله از میدان درگیری به پکن اجازه داده بدون تحمل هزینههای جنگ، از فرسایش جایگاه آمریکا بهره ببرد. کروگمن حتی به گزارشهایی اشاره میکند که از احتمال ارسال تسلیحات پیشرفتهتر چین به ایران حکایت دارد و این تحول را نشانهای از افزایش جسارت پکن در استفاده از موقعیت جدید میداند.
پایه این قدرت البته فقط سیاسی نیست. چین از سال ۲۰۱۰ از نظر اندازه بخش تولید صنعتی از آمریکا عبور کرده و فاصله آن با ایالات متحده در سالهای بعد بیشتر شده است. همین جایگاه بهعنوان کارخانه جهان به پکن قدرت ژئوپلیتیکی بزرگی داده است؛ قدرتی که اکنون در شرایط ضعف آمریکا بیشتر به چشم میآید.
چهار مزیت آمریکا که در حال فرسایش است
کروگمن یادآور میشود که تا چند سال پیش، با وجود وزن اقتصادی چین، آمریکا همچنان چند مزیت مهم در اختیار داشت. برتری علمی و فناوری، تصور برتری قاطع نظامی، نقش مسلط دلار در نظام مالی جهانی و مهمتر از همه شبکه گسترده متحدان، چهار ستون اصلی قدرت آمریکا بودند. از نگاه او، دولت ترامپ در مدت کوتاهی هر چهار مزیت را تضعیف کرده است.
حمله دولت آمریکا به نهادهای علمی، کاهش بودجه پژوهش، اختلال در اعطای کمکهای علمی و محدودیتهای مهاجرتی، به خروج بخشی از دانشمندان به کانادا، اروپا و چین منجر شده است. در نتیجه، یکی از مهمترین منابع قدرت بلندمدت آمریکا یعنی برتری علمی نیز در معرض فرسایش قرار گرفته است.
در حوزه نظامی، جنگ ایران ضعفهایی را آشکار کرده که پیش از این بیشتر در حد نگرانی بود. یکی از این پرسشها، توانایی آمریکا در سازگار شدن با جنگهای جدید مبتنی بر پهپادهای ارزان و فراگیر بود. تجربه جنگ نشان داده است که تصویر پیشین از برتری مطلق نظامی آمریکا آسیب دیده است. کروگمن همچنین به نقش زنجیره تأمین چین در ساختار جنگ پهپادی مدرن اشاره میکند؛ یعنی حتی در یکی از مهمترین حوزههای نظامی جدید نیز آمریکا با وابستگی به ساختار تولیدی تحت نفوذ چین روبهرو است.
یکی از مهمترین بخشهای استدلال کروگمن به جایگاه دلار مربوط میشود. او تأکید میکند که نقش دلار بهعنوان ارز اصلی تجارت جهانی هنوز در معرض فروپاشی نیست، اما توان آمریکا برای استفاده سیاسی و تحریمی از این جایگاه کاهش یافته است. جنگ ایران، از نگاه او، این محدودیت را آشکار کرد. ایران با وجود تحریمهای مالی آمریکا توانست فروش نفت و واردات کالاهای ضروری را ادامه دهد؛ بخشی از این تجارت با دریافت یوان و استفاده از آن برای خرید کالاهای چینی انجام شد. حتی پرداختهای مربوط به عبور امن کشتیها از تنگه هرمز نیز به یوان یا ارزهای دیجیتال انجام شده است. به این ترتیب، استفاده از یوان برای برخی بازیگران امکان فعالیت خارج از شبکه مالی تحت کنترل آمریکا را فراهم کرده است. این موضوع اهمیت زیادی دارد، زیرا یکی از ابزارهای اصلی قدرت واشنگتن در دهههای گذشته، توانایی حذف کشورها و شرکتها از نظام پرداخت جهانی بود. هرچه چین بتواند مسیرهای مالی جایگزین فراهم کند، قدرت این ابزار نیز محدودتر میشود.
کروگمن شبکه متحدان آمریکا را مهمترین منبع قدرت این کشور پس از جنگ جهانی دوم میداند. به گفته او، اگر ظرفیت صنعتی آمریکا با اتحادیه اروپا و دیگر متحدان مانند بریتانیا، ژاپن و کانادا جمع شود، همچنان میتواند در برابر چین برتری قابل توجهی ایجاد کند. اما دولت ترامپ پیش از جنگ ایران نیز این شبکه را تضعیف کرده بود. اعمال تعرفههایی که برخلاف توافقهای بینالمللی قبلی آمریکا بود، از نظر کروگمن این پیام را به دیگر کشورها داد که تعهدات واشنگتن قابل اعتماد نیست. طرح موضوعاتی مانند الحاق کانادا به آمریکا یا مطالبه گرینلند از دانمارک نیز این بیاعتمادی را تشدید کرد. جنگ ایران این روند را تکمیل کرد. آمریکا بدون مشورت مؤثر با دیگر کشورها وارد جنگی شد که بخشی از عرضه نفت جهان را مختل کرد. در ادامه نیز نتوانست ایران را وادار به پذیرش خواستههای خود کند، تنگه هرمز را باز نگه دارد یا از متحدان منطقهای خود بهطور کامل محافظت کند.
از نگاه کروگمن، پیام نهایی این وضعیت بسیار سنگین است. جهان نه مانند گذشته به آمریکا اعتماد دارد و نه مانند گذشته از قدرت آن هراس دارد.
چین چگونه بدون جنگیدن برنده شد؟
نتیجه این تحولات، از نگاه کروگمن، تغییر برداشت جهانی از آمریکا و چین است. نظرسنجیهای بینالمللی نشان میدهد حتی در برخی از قدیمیترین متحدان آمریکا، نگاه مثبت به چین از نگاه مثبت به ایالات متحده بیشتر شده است. کروگمن این تحول را به معنای مطلوب بودن صعود چین نمیداند. او چین را نظامی اقتدارگرا، فاسد و فاقد احترام کافی به حقوق بشر و ارزشهای دموکراتیک توصیف میکند. با این حال، استدلال اصلی او این است که برداشت جهانی از جدیت و قابلیت اتکا به سود چین تغییر کرده است.
چین برای کسب این موقعیت مجبور نبود مستقیماً با آمریکا وارد جنگ شود. کافی بود در حالی که واشنگتن سرمایه نظامی، اعتبار سیاسی، قدرت مالی و اعتماد متحدانش را مصرف میکند، پکن از قدرت صنعتی و شبکه اقتصادی خود استفاده کند و جای خالی ایجادشده را پر کند.
از این منظر، عنوان «چگونه چین جنگ ایران را برد» به این معنا نیست که چین در میدان جنگ پیروز شده است، بلکه به این معناست که جنگ، نقاط قوت سنتی آمریکا را فرسوده و فرصت بزرگی برای افزایش نفوذ چین فراهم کرده است.
604143
لینک کوتاه :
لینک کپی شد
پل کروگمن، اقتصاددان آمریکایی معتقد است جنگ ایران نهتنها به تضعیف قدرت آمریکا انجامیده، بلکه موازنه ژئوپلیتیکی را به سود چین تغییر داده است. از نگاه او، چین بدون حضور مستقیم در جنگ توانسته از فرسایش اعتبار نظامی، مالی و سیاسی آمریکا بهره ببرد. مهمترین نشانه این تغییر، کاهش کارایی قدرت دلار، آسیب به اعتبار ارتش آمریکا، تضعیف شبکه متحدان واشنگتن و افزایش نقش چین بهعنوان قدرتی صنعتی و مالی است که میتواند بخشی از محدودیتهای آمریکا علیه کشورهایی مانند ایران را خنثی کند.منبع: جهان صنعت نیوز | | | | | | | | | | | | | | | | | | | | | | | | | | | | | | | | | | | | | | | | | | | | |
هلدینگ کاسپین استانبولخرید ملک در ترکیهصرافی معتبر ایرانی در ترکیهخرید و فروش طلا در ترکیهمهاجرت به ترکیهواردات و صادرات در ترکیهنیازمندیهای ترکیهآنلاین شاپ ایرانیاخبار ترکیهاخبار جهانیتوریست ایرانخدمات توریستی در ایرانتورهای گردشگری ایرانهلدینگ اولخدمات کاریابی و فریلنسری و شغلمرجع اطلاعات ایران (همه چیز در ایران)کیف پول و خدمات مالی و پرداخت یاراخبار ایرانتابلو زنده قیمت ارز در ترکیه و استانبولصرافی آنلاین ترکیهقیمت طلا و نقره در ترکیهسرمایه گذاری در ترکیهجواهرات در ترکیهنرخ لحظه ای ارزها در استانبولقیمت دلار امروز در ترکیهقیمت دلار استانبول امروزقیمت لحظه ای دلاراخبار روز ترکیه استانبولاپلیکیشن ISTEXاپلیکیشن قیمت لحظه ای دلار و یورو و لیر و ارزها در ترکیههمه چیز اینجا (آنلاین شاپ ایرانیان)سفرهای داغ به ایرانخدمات توریستی سفر داغخبرهای فارسیبهترینهای ایراناخبار ایرانیانصرافی ایرانخرید و فروش با تومن بانکی ایرانصرافی ریال بانکخرید و فروش با ریال بانکی ایرانقیمت ارز دیجیتالخرید و فروش رمزارز دیجیتالقیمت بیت کوین و قیمت تترقیمت تتر با تومان امروزصرافی آنلاین ارز دیجیتال